آیا رویکرد دولت روحانی به مطالبات آذربایجان پوپولیستی است؟

دومان رادمهر

وعده های انتخاباتی حسن روحانی به مردم آذربایجان نشان داد که حداقل او صدای اعتراض آنها را شنیده است. وعده هایی که رای نسبتا بالای استانهای ترک نشین به رئیس دولت یازدهم را تضمین کرد و در پیروزی وی نقش حیاتی بازی کرد. اما حالا بعد از قریب شش ماه از روی کار آمدن دولت روحانی در اینکه اراده ای جدیبرای جامه عمل پوشانیدن به آن وعده ها وجود داشته باشد، تردیدهایی ایجاد شده است.همین مسئله این سوال در افکار عمومی آذربایجان رامطرح کرده است که، چه کسانی و چگونه این وعده ها را باید پیگیری کنند؟!سعی این مقاله با عزیمت از این سوال برآنست تا رویکرد دولت یازدهم به مطالبات آذربایجانیها را مورد تحلیل قرار دهد.

تدریس زبان تورکی در مدارس، تاسیس فرهنگستان زبان تورکی آذربایجانی و نجات دریاچه ارومیه، سه وعده ای بودند که حسن روحانی در جریان سفر انتخاباتی خود به استانهای آذربایجان بر عملی کردن آنها قول داد. طرح این وعده ها فارغ از اینکه به آنها عمل شودیا نه، پیروزی ارزشمندی برای جامعه یآذربایجانی محسوب شد. جنبشی که از سوی کنشگران آن به “حرکت ملی آذربایجان” موسوم است، و اصلی ترین جریان مدنی در منطقه آذربایجان را تشکیل میدهد، برای اولین بار بود که از سوی یکی از دولتمردان نظام جمهوری اسلامی به سه مورد از اصلی ترین خواسته های آن ازعان می شد. در طول دو دهه فعالیت این جنبش، سرکوب و انکار سیاست اصلی مسئولان جمهوری اسلامی در مواجهه با آن بوده است. بهفعالیتهای میدانی این جنبش که غیرخشونت آمیز بودهبا دستگیریهای گسترده و تیراندازیهایی که به کشته شدن چندین نفر منجر شد،پاسخ داده شده است.اکثر قریب به اتفاق فعالان مدنی تورک در طول این مدت از سوی ارگانهای امنیتی و قضایی نظامبه تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی و حتی گاها بهوابستگی به کشورهای خارجی متهم شده و به همین دلیل امید خود را به برآورده شدن مطالبات خود لااقل در چارچوب نظام فعلی از دست داده بودند. در چنین شرایطیوعده های آقای روحانی که به نوعی به رسمیت شناخته شدن بخش عمده ای از خواسته های آنها بود، دستاورد بی سابقه ای برای جنبش محسوب شد و امیدواری نسبی ایجاد کرد.اهمیت این پیروزی زمانیدوچندان شد که حسن روحانی به ریاست جمهوری هم رسید.

وعده های انتخاباتی حسن روحانی از یک منظر دیگر هم حائز اهمیت بود و آن اینکه، این وعده ها از نقطه نظر رویکرد اوپوزیسیون داخلی به مسئله ملی در ایران هم نقطه عطف به شمار می آمد. در جریان جنبش سبز انفعال نسبی این جنبشدر قبال مطالبات اقوام و ملیتهای غیر فارس منجر به تاکتیک عدم همراهی مردم آذربایجان بااین جنبش شد. در شرایطی که میر حسین موسوی زاده ی آذربایجان بود و اینکه مهدی کروبی قبل از انتخابات صحبت از فدرالیسم می کرد اما در دوران بعد از انتخابات، مواضع این دو رهبر جنبش رضایت آذربایجانیها را نتوانست جلب کند. بر خلاف این رویه، وعده های حسن روحانیبا توجه به اینکه قاطبه اصلاح طلبان از جمله محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی از حامیان روحانی بودند، نشان داد که سیاست سکوت در قبال جنبش سبز از سوی آذربایجان در تغییر رویکرد جناح چپ حکومتی جواب داده است.

به این ترتیب، دولت تدبیر و امید توانست به طور نسبی هم که شده رای تورکها را از آن خود کرده و رای همین نسبت از جمعیت کثیر آذربایجانیها سبب شد که حسن روحانی انتخابات را در دور اول با پیروزی پشت سر گذارد. لیکن بعد از تحویل گرفتن دولت، روند ماجراو اظهار نظرهای انجام شده به گونه ای پیش رفته است که در این میانخلا جامعه مدنی آذربایجان به شدت احساس میشود. جامعه مدنی آذربایجان که به عنوان پل ارتباطی توده با حاکمیتمی بایستیپیگیر مطالبات مردم بوده و در اجرای آنها سهیم باشد، در طول سالهای گذشته به علت خفقان حکومتی زیرزمینی شده و یا سر از زندان درآورده است.با این حال از عملکرد دولت یازدهم به نظر می رسدکه این دولت چندان هم از این وضعیت ناراضی نبوده و آن را فرصتی برای دورزدن جامعه مدنی آذربایجان می داند. به عبارت دیگر دولت یازدهم اگرچه با شعار مبارزه با پوپولیسم احمدی نژاد سرکار آمده، گویا ترجیح میدهد کهبا مطالبات آذربایجان با همین رویکرد برخورد کند. اما دلیل این ادعا چیست؟!

پیش از پرداختن به نشانه های رویکرد پوپولیستیدر قبال مطالبات آذربایجان بهتراست اندکی در مورد ویژگیهای پوپولیسم دقیق شویم. پوپولیسم همچون بسیاری از مفاهیم جامعه شناسی تعاریف، جنبه ها و انواع متنوعی دارد که در ارتباط با موضوع این مقاله به برخیاز آنها اشاره میشود.آیزایا برلین یکی ویژگیهای پوپولیسم را عدم علاقه ی آن به نهادهای سیاسی می داند[۱].پیتر وایلز آن را ضد روشنفکر معرفی می کند[۲].به نظر ادوارد شیلز پوپولیسم به طور ریشه ای به گردانندگان نهادها و تشکلات بی اعتماد بوده و آنها را فاقد خرد و شعور می داند. خرد و شعور تنها از آن توده مردم است. نهادهای سیاسی تا آنجا مشروع هستند که همسان اراده مردم باشند، نه نماینده آنها[۳].یعنی اگرچه از نقطه نظر اتکا به مردم، پوپولیسم با دموکراسی دارای وجه مشترک است ولی درست در نقطه مقابل دموکراسی قرار دارد. از این نظر که با حذف احزاب، نهادهای مدنی، مطبوعات و روشنفکران سعی در ارتباط مستقیم رهبر سیاسی با توده دارد. بدون شک این نوع ارتباط از بالا به پایین بوده و تمام نهادهایی که نقشی غیر از روغنکاری این ارتباط یکسویه دارند، به حاشیه رانده شده و مورد غضب قرار می گیرند. پوپولیسم زمان سرخوردگی و یاس عمومی پدیدار می شود، به رهبری کاریزماتیک تکیه دارد و به عنوان تدبیری موقت مشروعیت می یابد تا راه حلی پایدار[۴]. مبهم گویی بدون شفافیت و کلی گویی هایی که بدون اشاره به راهکارهای عملی تنها برای سوار شدن بر موج نارضایتی توده انجام می شود از ویژگیهای رهبری پوپولیستی است که به همین علت هم جامعه مدنی را مزاحم خود می بیند.

حسن روحانی هنوز مراسم تحلیف ریاست جمهوری انجام نشده بود که در سخنرانی ای گفت: ” ما جامعه کثیرالملله نداریم […] البته آداب و رسوم و خرده فرهنگها در کشور ما وجود دارند”[۵]. بدون شک وی از حساسیت مردمان غیرفارس به واژه ی “خرده فرهنگ” مطلع بود و به همین دلیل هم در هیچ یک از سخنرانی ها و بیانیه های انتخاباتی خود از این کلمه استفاده نکرده بود[۶]. این سخنان که تکرار و تایید رویکردهای قبلی نظام بود، یادآوری بود بر برتریت فرهنگ فارسی به عنوان فرهنگ رسمی ایران و تحقیر فرهنگهای موجود دیگر با عنوان خرده فرهنگ. این سخنان که با واکنش فعالین آذربایجانی در شبکه های اجتماعی و یا فعالین مقیم خارج روبرو شد با این پرسش همراه شد که آیا در دولت روحانیفضای انتقاد برایجامعه مدنی آذربایجان در داخل کشورفراهم خواهد شد؟!همچنین منشور حقوق شهروندیکه صد روز پس از تحویل گرفتن دولت منتشر شد – با اینکه عنوان ویرایش اول را داشت- اما بندهای کلی ای که به اقلیت ها و اقوام اختصاص داده بود نه تنها هیچ وجه شباهتی به تاکیدی که روحانی در زمان انتخابات به این مسئله نشان میداد نداشت، حتیدر برخی موارد مربوطه از قانون اساسی جمهوری اسلامی هم کلی تر و مبهم تر بود[۷].

اگرچه هیچ کس انتظار ندارد که وعده های انتخاباتی در طول شش ماه به انجام برسد، لیکن به نظر می آید که این مدت برای تشخیص درجه ی جدیت دولت روحانی برای انجام آنها و کم و کیف انجام آنها کافی باشد. در کنار مواردی مانند افزایش اعدامها که جنبه سراسری دارد، نه تنها از فشار بر فعالین مدنی و خانواده های زندانیان سیاسی در آذربایجان کاسته نشده، بلکهاین فشارها به مراتب افزایش یافته است. برای مثال تبعید پنج عضو زندانی حزب “یئنی گاموح” که خواهان تاسیس حزب قانونی در ایران بودند همچنان ادامه دارد. حکم ۹ سال زندان برای هرکدام تایید شده و از انتقال آنها به پزشک ممانعت به عمل می آید[۸]. همچنان بعد از ۴ سال از دادن مرخصی به سعید متین پور روزنامه نگار زندانی آذربایجانی امتناع می شود[۹]. حسن دمیرچی، استاد موسیقی آذربایجانیاخیرا راهی زندان شده و آموزشگاه موسیقی وی همچنان پلمپ است[۱۰]. گرچه بازداشت ها روال قبلی خود را دارد اما شکنجه در بازداشتگاهها افزایش یافته است[۱۱]. تقریبا تاکنون هیچ کدام از دانشجویان ستاره دار سالهای قبل به تحصیل بازنگشته است. نهادهای مردم نهاد که هیچ، نهادهای دانشجویی در دانشگاهها هم همچنان بسته هستند. احضار دانشجویان به نهادهای امنیتی به قصد ارعاب و اخذ تعهد ادامه دارد ونکته مهم اینکه در تمام این موارد وزارت اطلاعات و امنیت کشور که در حیطه قوه مجریه است، نقش اصلی داشته است. به این صورت که حتی در موارد مربوط به زندانیان سیاسی آذربایجان که ظاهرا مربوط به قوه قضائیه است، مسئولان دادگستری استانهای مربوطه به صراحت از دخالت و اعمال فشار مستقیم وزارت اطلاعات سخن گفته و خانواده ها را به این وزارت ارجاع می دهند.[۱۲] این نمونه ها به عبارت بهتر نگاه خصمانه وزارت اطلاعات دولت یازدهم به جامعه مدنی آذربایجان را نشان میدهد. اگرچه برخی اقدامات مثبت نظیر تاسیس معاونت ویژه اقوام و اقلیتها نشان می دهد که دولت آقای روحانینگاه متفاوتی به مشکلات ملیتهای ایرانی دارد، اما به نظر می رسد این رویکرد حداقل در مورد تورکهانه دموکراتیک بلکه پوپولیستی است و بدون شک اگر اینگونه ادامه پیدا کند، این راه حل نه پایدار بلکه موقتی خواهد بود. سخنان آقای روحانی و  دستیار ویژه ی وی در این امور- آقای یونسی-  که بیشتر واژه کلی و مبهم قومیتها را مخاطب قرار میدهند، در عمل با سختگیری بیشتر نسبت به فعالین و زندانیان مدنی آنها همراه شده است و کماکان نگاه امنیتی در مناطق آذربایجان اجازه فعالیت نهادمند به جامعه مدنی را نمی دهد.

مرکز تحقیقات استراتژیکمجمع تشخیص مصلحت نظام– که حسن روحانی ریاست آن را برعهده داشت-در پژوهشنامه ای با عنوان “مدیریت تحولات قومی” با بررسی نظریات مختلف، علل و عوامل شکل گیری بحرانهای قومی را جمع بندی کرده است. این مطالعه نشان میدهد که در کنار عوامل جامعه شناختی (عوامل فرهنگی- هویتی، توزیع غیرعادلانه فرصتها)، ویژگیهای جغرافیایی (کشورهای همسایه و یا میزان پراکندگی جمعیت) و دلایل روانی-اجتماعی، از منظر سیاسی نیز عواملی نظیر نقش نخبگان و رهبران فکری قومیتها، میزان مشارکت قومیت ها در قدرت سیاسی و مشروعیت سیاسی قوم حاکم نقش ویژه ای در تحولات قومی دارند[۱۳]. به سخن دیگر برای حلپایدار این مسئله به راه چاره ی جامعی که تمام این جوانب را دربرگیرد، نیازمند است.با کمی دقت در ویژگیهای تاریخی آذربایجان (سابقهشهرنشینی، دولتمداری و مبارزاتی این منطقه)، نسبت جمعیتی تورکها در ایران، اشتراکات مذهبی با حاکمیت وهمچنین گستردگی و مشخصات جنبش کنونی آذربایجان مشخص می شود که مطالبات آذربایجان علیرغم اشتراکات بسیار زیاد با خواسته های دیگر اقلیتهای ائنیکی، تفاوت عمده ای در سطح خواسته ها و قدرت چانه زنی برای کسب آن دارد.به جرات می توان گفت که این ویژگیها کسب رضایت جامعه آذربایجان بدون مشارکت دادن نخبگان قومی را بسیار مشکل می کند. بررسی میزان موفقیتدو طرح مرتبط با این مسئله که در سالهای اخیر تجربه شده است، می تواند به درک بهتر موضوع کمک کند؛ در سال ۸۲ طرح تدریس زبان تورکی در قالب دو واحد اختیاری در دانشگاه تبریزآغاز شد. مدرس انتخاب شدهو محتوای دروس آن نتوانست رضایت دانشجویان مشتاق را جلب کند و با عدم استقبال دانشجویان برچیده شده و مجددا جای خود را به کلاسهای خوابگاهی فعالین دانشجویی داد.تجربه دیگر که هنوز هم در جریان است، راه اندازی صدا و سیمایاستانی در مناطق پیرامونی است کهظاهرا هدف “تقویتفرهنگمحلیدرکنارپاسداریاززبانملی”[۱۴]دنبال می کند. از بحرانهای قومی ای که امروز در چهارگوشه کشور بوجود آمده روشن است که این طرح نتوانسته در رسیدن به هدف خود موفق باشد. به جرات می توان ادعا کرد که یکی از علل ابن ناکامی نحوه اجرای این طرح بوده که درهای این رسانه ها به ندرت بر مشارکت نخبگان و هنرمندان آذربایجانی باز بوده است.

اینکه سیاست حذف و یا دور زدن فعالین سیاسی – فرهنگی برای ارتباط مستقیم با توده آذربایجانی به شکست بیانجامد، چندان دور از انتظار نیست. جامعه آذربایجانی به دلیل توانایی بهره مندی از رسانه های ترکیه تا حدودی از نزدیک با چگونگی حل مسئله کردها در ترکیه آشناست. رویکرد نسبتا دموکراتیک دولت ترکیه به این مسئله و مشارکت احزاب و نخبگان این اقلیت در مراحل مختلف آن به عنوان یک الگوی موفق در بالا رفتن آگاهی و انتظارات مردم آذربایجان در ایران نقش موثری داشته است. از سوی دیگر سیاستهای پوپولیستی ای که حتی به طور موقت موفق بوده اند تکیه به رهبری کاریزماتیک داشته اند که این مورد به هیچ وجه با جایگاه آقای روحانی در آذربایجان همخوانی ندارد. در مقابل برخلاف نگاه حذفی موجود،زمینه سازی برای حضور فعال نخبگان تورک در عرصه اجتماعی و سیاسی می تواند از یک طرف نیروی متخصص لازم برای تامین مطالبات مردم را فراهم کرده، اعتماد مردم را  در پی داشته باشد و از طرف دیگر آن جنبه ی مسئله که نشات گرفته از رقابت نخبگان قوم حاکم و اقلیتهاست را می تواند برطرفسازد.

 

[۱]پل تاگارت، پوپولیسم، ترجمه حسن مرتضوی، انتشارات آشیان، چاپ اول، ص. ۳۱ به نقل از آیزایا برلین و دیگران؛ ۱۹۶۸، ص ۱۷۳-۱۷۶٫

[۲]همان منبع، ص. ۳۰ به نقل از وایلز ۱۹۶۹؛ ۱۶۷-۱۷۱٫

[۳]همان منبع، ص. ۲۳ به نقل از شیلز ۱۹۵۶، ۱۰۱-۱۰۳٫

[۴]همان منبع، ص ۱۶۰٫

[۵]سخنرانی حسنروحانیدرسی‌ودومینهمایشافقرسانهملی، هشتم تیر نودودو

http://rouhani.ir/event.php?event_id=108

[۶] حسن روحانی،بیانیهشماره ٣ – حقوقاقوام،ادیانومذاهب،نهمخردادنودودو

http://www.rouhani.ir/event.php?event_id=63

[۷]معاونت حقوق ریاست جمهوری یازدهم، منشور حقوق شهرندی،آذر ماه نود و دو

http://www.president.ir/att/sharvandi.pdf

[۸] نویسنده از اعضای خانواده ی شهرام رادمهر زندانی سیاسی آذربایجانی است و از نزدیک پیگیر نحوه پاسخگویی مسئولان قضایی در این مورد است.

[۹]مصاحبهعطیه طاهری،همسر سعید متین پور با بخش آذربایجانی صدای آمریکا، دهم دیماه نود و دو

http://www.amerikaninsesi.org/content/seid-metinpur/1820670.html

[۱۰] گزارش رادیو زمانه، “بازداشتحسندمیرچی،هنرمندآذربایجانیدرتبریز”، سیزده آبان نود و دو

http://www.radiozamaneh.com/107529#.Ut7gDRA1jIU

[۱۱] گزارش بخش آذربایجانی صدای آمریکا از شکنجه بازداشت شدگان تبریزی، دهم دیماه نود و دو

http://www.amerikaninsesi.org/content/tebrizli-feallar-ishgence-altinda/1820678.html

[۱۲]منبع ۸٫

[۱۳]دکتر سید رضا صالحی امیری، “شناخت چالش‌ها و بحران‌های قومی”، پژوهشنامه ۸، گروه اقوام و اقلیتهای مرکز تحقیقات استراتژیک، ص. ۴۶، تیر ۸۶

http://www.csr.ir/departments.aspx?lng=fa&abtid=05&depid=60&semid=128

[۱۴]گفتگویجام جم باعلینواداد،مدیرکلصداوسیمایاستانآذربایجانشرقی، ۲۱ خرداد نود

http://www1.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100845920341

 

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*