زنان در روستاهای استان اردبیل نگاهی گذرا به وضعیت اشتغال زنان روستاها در استان اردبیل نگارنده: مهری جعفری

زنان در روستاهای استان اردبیل نگاهی گذرا به وضعیت اشتغال زنان روستاها در استان اردبیل

نگارنده: مهری جعفری

در این مقاله با درنظر گرفتن شرایط عمومی حاکم در استان اردبیل و سهم زن ها در فرآیند تولید و خدمات در روستاهای این استان سعی بر این شده است تا مسایل عینی و چشم اندازهای پیش روی زن ها در این منطقه بررسی شود.
در اصل در این مقاله، به صورت گذرا و اجمالی به شرایط اقتصادی زن های روستاهای منطقه اردبیل و خلاهای موجود پرداخته می شود.
بر این اساس در فقدان بررسی های علمی و تحقیقاتی دقیق، آمارهای داخلی که از طرف ارگان های دولتی منتشر شده و نیز گزارش های رسانه های داخلی ایران اهمیت خاص پیدا می کند و نگارنده در تحلیل خود به نتیجه آمارهای رسمی موجود استناد کرده است.
استان اردبیل در شمال غربی ایران حدود ۱ و ۷ صدم درصد از مساحتکلکشور ایران را تشکیل می دهد. این استان از شمال و شمال شرقی حدود ۳۶۹ کیلومتر با کشور جمهوری آذربایجان هم مرز است و از جنوب با استان زنجان، از غرب با استان آزربایجان شرقی و از شرقی با استان گیلان همجوار است.
طبق آخرین سرشماری سال ۱۳۹۰ ، جمعیت استان اردبیل ۱۲۴۸۴۸۸ نفر برآورد شده است که حدود ۶۴ درصد آن در شهرها و ۳۶ درصد در روستاها زندگی می کنند. در این میان، در کل ۴۸ درصد جمعیت استان را زن ها تشکیل می دهند که این نسبت در جمعیت ساکن روستا نیز صدق می کند یعنی از ۴۴۹۵۴۶ نفر جمعیت روستایی ۲۲۲۶۲۴ زن در روستاهای استان اردبیل سکونت دارند.
با نگاهی اجمالی به شرایط شغلی، مالی و اجتماعی زنها در روستاهای این منطقه، می توان گفت که وضعیت آنها تفاوت عمده ای را با وضعیت زنان دیگر مناطق روستایی کشورهای توسعه نیافته که دارای اقتصاد کشاورزی و دامداری سنتی هستند، نشان نمی دهد.
براساس تحقیقات سازمان ملل، زن ها در اقتصاد کشاورزی و دامداری سنتی در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه، به عنوان نیروی انسانی ارزان و کم توقع به ابزارهای بی مزد یا بسیار کم مزد و مطیع، نسبت به مردها، کمترین دستاورد مالی و شغلی را در کار اقتصادی خود کسب می کنند. آنها در زمین های زراعی و باغ های میوه به طور تمام وقت مشغول هستند اما کنترل بسیار اندکی بر فرآیند تصمیم گیری نسبت به نوع دانه افشانی و کشت، برداشت نهایی محصول و معامله آن در بازار و در نهایت بر درآمد حاصل از کار تمام وقت خود دارند. زن ها در چنین سیستمی، علاوه بر کار تمام وقت کشاورزی و دامداری، به طور نابرابر، به اداره امور خانه و گاه حتی تولید لباس اهالی خانه نیز مشغول هستند که به عنوان وظایف اقتصادی و اجتماعی آنها تعریف می شود.
در این میان شاید لازم به ذکر باشد که در چنین چهارچوب اقتصادی که زن به عنوان نیروی تمام وقت کار حضور دارد و مرد کنترل امور مالی و درنتیجه کنترل دستمزد اقتصادی زن را در دست می گیرد، بودگی مردهای خانواده که نقش مدیریتی و بالادست تر را به عهده می گیرند اهمیت ویژه تری را نسبت به بودگی زن ها پیدا می کند و درنتیجه تولید نیروی انسانی ذکور به عنوان
ارزش اجتماعی و اقتصادی محسوب شده و شرایط زن را نسبت به میزان باروری آنها تحت تاثیر قرار می دهد.
در این میان، با توجه به شرایط نابرابر بین زن و مرد روستایی، فقری که در اقتصاد سنتی روستایی برای کشاورزان و دامداران روستایی مشاهده می شود به ویژه از نظر دسترسی به امکانات عمومی و آموزشی و برخورداری از رفاه نسبی نسبت به جامعه شهری، کمبودها و فقر مالی زن های روستایی را دوچندان می کند.
در سیستم کار و درآمد نابرابر، زن های روستاهای منطقه اردبیل از سر زمین تا سر دیگ خانه، علاوه بر بار فرزند بر پشت و بار هیزم بر گردن، دغدغه و اضطراب های خانواده و ایل و تبار خود را نیز بر دوش های خود می کشند. چرا که در یک فضای بسته و کوچک که سلطه قدرت مردانه بر زندگی روزانه زن ها سنگینی می کند، زن ها کمترین کنترل را نیز نسبت به بدن خود خواهند داشت و نتیجه آن که ازدواج های اجباری و ازدواج کودکان زیر سن ۱۸ سال و گاه زیر سن ۱۵ سال که نوعی از تعرض جنسی به کودکان محسوب می شود، جنبه عمومی و پذیرفته شده ای پیدا می کند. براساس آمارهای سال های اخیر در استان اردبیل، دخترها در سن گاه ۱۱ سالگی به همسری مردهای بزرگسال درمی آیند و دراصل به شکل قانونی و رسمی به تعداد قابل توجهی از کودکان این روستاها از طرف همسران تعیین شده، در سن بسیار پایین تجاوز می شود.
شاید آثار این پدیده فراگیردرسطح فردی و اجتماعی آن در آینده مورد بررسی روانشناسان اجتماعی و سایر متخصصان امر قرار بگیرد، اما چیزی که در شرایط کنونی به چشم می خورد تصمیم گیری همه گیر خانواده های روستایی این استان در راندن فرزندان دختر از خانه و نپذیرفتن مسئولیت اقتصادی و آموزشی آنها تا پایان سن کودکی دخترها است.


چنین پدیده ای به طور معمول و بر اساس آمارهای سازمان ملل در کشورهای توسعه نیافته و دارای سطح سواد عمومی پایین اتفاق می افتد. براساس نظر مدیرکل سازمان بهزیستی ایران، افزایش ازدواجهای زیر ۱۵ سال در روستاها خود عامل افزایش آمار طلاق بوده است و بنا به نظر ایشان در حالی که کودکان ۱۳ ساله با مهارت های زندگی آشنا نشده اند ازدواج زناشویی خود را شروع میکنند.

ناگفته پیداست که عاملی چون طلاق در سن کودکی می تواند به بی سرو سامانی اقتصادی و آسیب های روحی مضاعفی بیانجامد وزن جوان روستایی را در شرایط به مراتب آسیب پذیرتری قرار دهد.
با وجود همه گیر شدن تحصیل در روستاهای ایران، سهم دخترهای روستایی در تحصیل نسبت به پسرها همچنان به طور محسوسی اندک است. از جمعیت ۲۹۴۷۸۹ باسواد در مناطق روستایی ۱۶۴۴۰۳ مرد باسواد و در مقابل ۱۳۰۳۸۶ زن باسواد دیده می شود.آمار دخترهای در حال تحصیل نیز وضعیت خیلی متفاوتی را نشان نمی دهد چرا که در مقابل ۴۷۰۶۷ پسر در حال تحصیل فقط ۳۸۷۴۷ دختر در حال تحصیل بوده اند. این آمار نشان دهنده دخترهای بالای شش سال تا مقطع دبیرستان بوده است و چنان که سهم دخترهایی که توانسته باشند وارد دانشگاه بشوند مورد بررسی قرار بگیرد، بررسی های آماری، بازهم ممکن است فاصله بیشتری را نشان دهد.


همچنین، آمارهای سال های اخیر حاکی از آن است که مهاجرت جمعیت روستاها به شهرها سرعت گرفته و نسبت جمعیت روستایی رو به کاهش چشمگیر بوده است. روستاها به محل های تفریحی ساکنان سابق خود و خانواده های شهری شده آنها تبدیل شده اند وجذابیت اقتصادی چندانی برای ساکنان جوان خود ندارند. این شرایط در وضعیت زندگی زن های روستایی نیز به طبع اثرگذار بوده است.
در عین حال، اگر زن های روستاهای اردبیل تصمیم به مهاجرت بگیرند، تصمیم اقتصادی بزرگی است که نیاز به مهارت های شخصی و یا اندک اندوخته مالی خواهد شد. در نتیجه زن روستایی در امر مهاجرت هم چنان زیر تاثیر اقتصادی مرد عمل می کند و قدرت عمل اندکی در چنین فرآیندی دارد. هرچند او به طور شخصی، مشکلات ناشی از مهاجرت را نیز به دوش خواهد کشید.
در کنار سایر عوامل شاید بتوان گفت که مهاجرت از جنبه دیگری نیز می تواند بر زندگی اقتصاد زنان روستایی تاثیرگذار باشد و آن زمانی است که این زن ها به کار آزاد از قبیل خیاطی، آرایشگری و یا فروش لوازم خانه و از این قبیل روی آورده باشند. در شرایطی که جمعیت روستا کاهش یافته و یا قدرت خرید خانوارهای ساکن پایین آمده باشد این روزنه های کوچک اقتصادی نیز برای زنان جوان بسته می شود و آنها را هر چه بیشتر وابسته به اعضای ذکور خانواده نگه می دارد.
با توجه به عوامل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی حاکم بر زندگی زن ها و دخترهای ساکن این روستاها، انتظار می رود که با کم شدن جمعیت روستا و پایین آمدن سطح درآمد روستایی، جمعیت بیکار زن های روستا به مراتب افزایش پیدا کند به ویژه آن که زنان جوان قادر به مهاجرت آزادانه به اندازه مردها نخواهند بود. اما با نگاهی به آخرین سرشماری های کشوری در این زمینه می توان دید که وضعیت اقتصادی این زن ها در سرشماری های کشوری، تا چه حد در سطح کلان مورد بی توجهی قرار گرفته است و چه خلا آماری عجیبی در این زمینه وجود دارد.


براساس گزارش های رسمی دولتی سال های اخیر، آمار بیکاری جمعیت فعال اردبیل به طور کلی به ۱۵ درصد رسیده است که خود ۳ درصد از آمار سطح کشور بالاتر است و این آمار برای زنان این استان در سال های اخیر بیش از ۲۹ درصد بوده است.


اما این سرشماری ضمن نشان دادن آمار بسیار بالای بیکاری زنان در این استان، در نشان دادن آمار زنان بیکار روستایی، خلا شمارشی و تحلیل آماری گمراه کننده ای را نشان می دهد.
چنانچه مشاهده می شود، از جمعیت ۱۸۸۸۳۳ زنان در سن کار ساکن نقاط روستایی شهرستان اردبیل، فقط ۱۶۲۹۸ زن شاغل وجود داشته است و این در حالی است که در شمارش زنان بیکار مناطق روستایی این شهرستان فقط به رقم ناچیز ۲۸۰۴ و در کل استان به رقم ۴۲۵۶ اشاره شده است. به بیان روشن تر، تعداد عمده زن های روستایی در سن اشتغال شاغل نبوده اند و به طور همزمان بیکار هم محسوب نشده اند، یعنی این زنان در آمار کشوری به عنوان نیروهای جویای کار به شمار نیامده اند. لازم به ذکر است که اگر فرد به طور فعال جویای کار در بازار کار نباشد ضمن این که بیکار است اما در زمره افراد بیکار محسوب نخواهد شد چرا که به عنوان یک فرد داوطلب کار، در بازار کار شمارش نشده است. مساله در این جاست که این تعداد بسیار بزرگ از جمعیت زنان روستایی در اصل جمعیت فاقد بهره وری اقتصادی دانسته شده اند. حال آنکه واقعیت مورد رویت در روستاها عکس این آمارها را نشان می دهد.


زنان و دخترهای روستا اگر در خانواده کشاورز و دامدار زندگی می کنند به کار کشاورزی و دامداری مشغول هستند. در واقعیت، حتی اگر این تعداد قابل توجه از زنان روستایی زیر پوشش اقتصادی مردهای خانواده قرار دارند و به طور تلویحی خانه دار نامیده شده اند، همچنان فاقد درآمد اقتصادی هستند. ضمن آن که براساس این سرشماری نمی توان گفت که الزاما هر یک از این مردها درآمد کافی برای پرداخت هزینه های زندگی این زن ها را بدون مشارکت کار کشاورزی و دامداری این زن ها داشته اند.
از جنبه دیگری، باید گفت که آمار جمعیت شاغل و بیکار زن های روستایی در مقایسه با مردها شاید نتواند وضعیت پیچیده شغلی این زن ها را به خوبی نشان می دهد چرا که زن های روستایی با عنوان این که به شغل کشاورزی و دامداری مشغول هستند در زیر مجموعه زنان شاغل قرار خواهند گرفت در حالی که سهم آنها در درآمد حاصل از کار کشاورزی و دامداری و قدرت تصمیم گیری اقتصادی آنها بر این درآمدها مشخص نیست و می تواند در حد تامین خوراک و پوشاک باشد که از طرف مردهای خانواده به آنها داده می شود و این مساله، آنها را همانند زنان خانه دار در رده افراد فاقد درآمد قرار دهد.

این خلا و پیچیدگی در سرشماری جمعیت بیکارزن ها در روستاها از جمله آن جا خود را نشان می دهد که ببینیم جمعیت بی همسرزن های روستاهای اردبیل فقط در اثر فوت شوهر ۱۷۸۴۹ نفر عنوان شده و به همراه رقم زنان بدون همسر در اثر طلاق که ۱۳۴۶ نفر را بوده است، جمع کل زنان بدون همسر نزدیک به ۲۰ هزار نفر خواهد بود. حالا پرسش این جاست که چگونه می توان شغل و درآمد اقتصای این تعداد زن را نادیده گرفت در حالی که در اصل وضعیت اقتصادی آنها باید کاملا به طور مستقل و با تعریف های رسمی ایران، به عنوان سرپرست خانوار در نظر گرفته شود. در این سرشماری زنان بیکار کل استان فقط ۴۲۵۶ دانسته شده و این در حالی است که زنان شاغل روستایی کل استان فقط ۲۹۵۳۰ بوده است که این نتیجه گیری را به دست می دهد که اکثریت قریب به اتفاق زنان شاغل باید فاقد همسر بوده باشند. فرض دیگر این می تواند باشد که تعداد قابل توجهی از این زنان روستایی بی همسر همچنان زیر پوشش اقتصادی اطرافیان خود باقی مانده و از نیازهای مالی آنها از طریق اطرافیان و اقوام نزدیک تامین می شود و خود را خانه دار نامیده اند در حالی که در اصل بیکار بوده اند و یا شاید واقع بینانه تر این باشد که بگوییم به شغل کشارزی و دامداری بدون اجرت مشغول بوده اند.
این بررسی آماری هم چنین از نکته نظر دیگر نیز قابل توجه است و آن زمانی است که بدانیم بسیاری از زنان پس از طلاق و یا مرگ همسر به دلیل اجتماعی، اقتصادی و یا فردی ازدواج مجدد نداشته اند و بدون همسر باقی مانده اند به حدی که در در نشست بررسی آمارهای جمعیتی در اردبیل در سال ۱۳۹۶ اعلام شده است که ۸۳ درصد از افراد بیهمسر در استان اردبیل زن ها هستند و این نشان می دهد که مردها اغلب پس از جدایی و یا مرگ همسر، همسر دیگری اختیار کرده و برای بار دوم تشکیل خانواده می دهند اما زن های این استان کمتر چنین شرایطی را دارند و درنتیجه باید گفت که زن ها در استان اردبیل در چنین شرایطی، بار اقتصادی خود و گاه افراد دیگر خانواده از جمله کودکان خود را به تنهایی و اغلب با درآمد ناچیز و در مدت زمان طولانی تری به تنهایی به دوش می کشند.
این خلا آماری در نادیده گرفتن وضعیت اشتغال جمعیت قابل توجه زن های ساکن روستا از وجهی دیگری نیز منجر به نادیده گرفته شدن آنها در برنامه ریزی های کلان کشورخواهد شد و گویا که این تعداد از زن های بی صدا و خاموش با وضعیت بسیار مبهم اقتصادی وجود خارجی نداشته اند.

بر اساس نظر مدیر کل امور بانوان و خانواده استانداری اردبیل آمار دقیق و رسمی از تعداد بیکاران زن در استان اردبیل وجود ندارد اما در هر حال به نسبت سایر مناطق کشور و همچنین به نسبت آقایان تعداد زنان بیکار در استان اردبیل بالاست.
هرچند ممکن است استیلای تاریخی بر زندگی اقتصادی و شخصی زن های روستا با بالا رفتن سطح آموزش زن ها در سال های اخیر، آسان شدن جابه جایی و حمل و نقل و برداشته شدن بسیاری از موانع اجتماعی و فرهنگی برای آنها کمتر شده باشد، اما نگاهی به آمارهای منتشر شده کافی است تا به این نتیجه برسیم که زن ها به طور کلی و زن های روستایی به طور خاص هم چنان از قدرت تصمیم گیری بسیار پایین تری نسبت به مردها برخوردار هستند و کمترین درآمد را از کار شبانه روزی خود به دست می آورند.
از طرف دیگر زنان به طور عموم نقش مدیریتی بسیار کمتری نسبت به مردها ایفا می کنند و این شکاف و نابرابری در بی سامانی وضعیت اقتصادی زن ها در این استان و زنان در روستاهای این استان با ناشنیده و نادیده ماندن وضعیت آنها می تواند نقش بزرگی داشته باشد.
کافی است که نگاهی به آمارهای رسمی انداخته شود تا این شکاف بسیار بزرگ مورد توجه قرار بگیرد. براساس اعلام مدیر کل امور بانوان و خانواده استانداری اردبیل در سال ۱۳۹۷ در عرصه مدیریتی ۴ مدیر کل زن هستند در حالی که می دانیم بیش از ۱۳۰ نهاد فعال دولتی در این استان فعالیت دارند که هرکدام زیر رده های مدیر کلی خود را دارند و در کل صدها مدیرکل در این استان مشغول به کار هستند که فقط ۴ نفر آنها زن بوده اند و در این بین تعداد معاون ها و مشاورهای زن از مدیرکل ها هم کمتر است و فقط سه معاون مدیر کل و سه مشاور در این استان زن هستند و می توانند در تصمیم گیری های استانی نقش ایفا کنند.


جای شگفتی است که با بالا رفتن سطح مهارت و سواد زنان در این استان در مقایسه با گذشته، حتی در سمت های کارشناسی نیز سهم زن ها در حد نزدیک به صفر است یعنی فقط ١٨ کارشناس مسئول در کل این استان زن هستند که در مقایسه با تعداد مردها در این سمت، تقریبا نزدیک به صفر است.


در مقایسه با چنین شرایط تاسف بار و نابرابر در کسب فرصت های مدیریتی، شاید بتوان گفت که زن ها در سمت های انتخاباتی به مراتب موفقیت های بیشتری را کسب کرده اند که این به دلیل خارج بودن این سمت های انتخابتی از دایره های حذفی در اداره های دولتی بوده است. در اصل زن ها در استان اردبیل توانسته اند حتا در چهارچوب رقابت های بسیار محدود و نابرابر، اما انتخاباتی فرصت درخشش پیدا کنند. در انتخابات شورای شهر اردبیل سال ۱۳۹۶ خانم زهرا قدیمی نفر اول بوده است و از تعداد محدود اعضای شورای شهر در مقایسه با مقام های دولتی، ٩ عضو شورای شهر و ٣۴ عضو شورای روستا را زنان تشکیل می دهند.
هرچند این نمای مشارکتی محدود در مقام های سیاسی مدیریتی، همچنان چشم انداز امیدوارکننده ای را برای زنان نشان نمی دهد، اما نشان بر آن دارد که چنان چه ساز و کار سازمان یافته حذف زنان در این استان اندکی تغییر کند و به زن ها اجازه حضور و مشارکت در قدرت داده شود، آنها می توانند حضور پررنگ خود را در تصمیم گیری های اقتصادی و مدیریتی نشان دهند.


در یک جمع بندی کلی می توان گفت که زن های روستاهای استان اردبیل به شکل ساختاری، با تبعیض ها و نابرابری های تاریخی، در قالب و چهارچوب های اقتصاد سنتی رودررو هستند. در این میان بالا رفتن سطح آموزش عمومی و نیز مراودات و ارتباط های گسترده روستا وشهر، شاید توانسته باشد بر شیوه زندگی مردم روستاهای این منطقه تاثیر بگذارد، اما زنان روستایی در این استان همچنان در فرآیند نابرابر کار و اشتغال و درآمد، همچنان امکان اندکی در کنترل دستمزد و درآمد حاصل از اشتغال خود را دارند ودر مقایسه به مردهای روستا، سهم اندکی در امکانات عمومی، تصمیم گیری های اقتصادی و سطح مدیریتی به آنها داده می شود.

منابع:

منابع:
۱.درباره استان- وبسایت استانداری اردبیل، دسترسی در تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۱۸
http://ostan-ar.ir/index.aspx?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=143
۲.وضعیت جمعیت و خانوار استان اردبیل، دسترسی در تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۱۸ در وبسایت وزارت ارتباطات و فن آوری ارتباطات:
https://ardebil.ict.gov.ir/fa/ostan/generalinfo/family-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-
%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%88-
%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1
۳.جمع بندی آمار و اطلاعات روستایی استان اردبیل در سرشماری سال ۹۰؛ دسترسی در سایت شبکه روستایی ایران در تاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۱۸
http://roostanet.knti.ir/index.aspx?pageid=2335&p=1
Facts and Figures: Economic Empowerment
http://www.unwomen.org/en/what-we-do/economic-empowerment/facts-and-figures
۴.شبکه اطلاع رسانی دانا؛ ۱۸۱/۰۹/۳۹۵ شناسه خبر: ۹۷۱۰۸۵
نگاهی به پرونده طلاق اردبیل در ۲۰ سال اخیر؛ استان اردبیل رتبه دهم طلاق در ایران!/ شاغلان و خانوادههای مرفه رکورد زدند
http://www.dana.ir/news/971085.html/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-
%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-
%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%AF%D8%B1-
%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86—%D8%B4%D8%A7%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%86-
%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-
%D9%85%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF-
%D8%B2%D8%AF%D9%86%D8%AF
۵.خبرگزاری مهر، معاون پیشگیری از وقوع جرم دادگستری اردبیل مطرح کرد؛ رتبه نخست اردبیل در طلاق؛ ٢۶ مهر ١٣٩۶
https://www.mehrnews.com/news/4117901/%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-
%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%84-
%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%B2-
%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-
%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-
%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85
۶.خبرگزاری ایسنا، ۱۰ درصد سرپرست خانوار در اردبیل زن هستند- ٢۴ اسفند ماه، ١٣٩۶
http://ardabil.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=28881
۷.خبرگزاری ایسنا؛ ۸۸ درصد زنان راغب به ازدواج مجدد نیستند؛ اردیبهشت ماه، ١٣٩٧
http://ardabil.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=30323
۸.وبسایت معاونت امور زنان و خانواده، نرخ بیکاری زنان اردبیل بیش از ٢٩ درصد است- ١٠ شهریور ١٣٩٣
http://women.gov.ir/fa/news/6615/%D9%86%D8%B1%D8%AE-
%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-
%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-
۲۹-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA
۹.ایسنا؛ بیکاری بانوان در استان اردبیل از مردان بالاتر است- ٣٠ مهر ماه، ١٣٩۶
http://ardabil.isna.ir/default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=27499
۲۰۱۸ March- marriage Childگزارش سازمان یونیسف از ازدواج کودکان
Child marriage is a violation of human rights, but is all too common
https://data.unicef.org/topic/child-protection/child-marriage/

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*